ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
162
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
درخواست كرد كه خليفه گمراه اعمال خود را انكار و از آنها توبه كند و ابو موسى و حذيفه را منصوب كند . نامه توسط چند تن از قاريان كوفى قرآن و فقها به مدينه ارسال شد . عثمان بلافاصله اظهار ندامت و ابو موسى و حذيفه را تأييد كرد . « 1 » ظاهرا اشتر بر اوضاع كاملا تسلّط داشت و خليفه بناچار تسليم شد . « 2 » واليان سه ولايت ديگر در همان گردهمايى واليان ، سركوب شديد را توصيه كردند . عبد اللّه بن عامر در بيتى به عثمان صادقانه توصيه كرد كه : « با تبعيد كردن مردم بر آنان سختگيرى كن كه اين كار اجتماع آنان را از هم مىپاشد و با آنان با شمشير برخورد كن » . به گفته او اين كار كاملا درست و شايستهء آنان بود . معاويه با غرور به عثمان قول داد كه از جانب او از ولايت خود مراقبت كند و از او خواست كه به ابن عامر و « فرمانرواى مصر » بگويد كه از ولايات خود مراقبت كنند . او دريافته بود كه نابودى خليفه به دست شورشيان به معنى نابودى خود او نيز هست . عبد اللّه بن سعد اذعان كرد كه به پيشبينى او اوضاع فقط وخيمتر خواهد شد ، امّا سپس در خطاب به مخالفان آنها را به تازيانهها و شمشيرهاى طايفه خود ، بنى عامر قريش ، تهديد كرد و آنان را بيم داد كه در سرزمين خودشان ( مصر ) لگدكوبشان خواهد كرد . « 3 »
--> ( 1 ) بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 44 - 47 . ( 2 ) اما روايات تاريخى عثمانيان خليفه را مايل و مشتاق برآورده ساختن نظريّات مردم نشان مىدهد . بدين ترتيب ، سيف نقل مىكند كه سعيد بن عاص به استهزا به مالك اشتر و شورشيان كوفى كه در خارج كوفه راه بر او بسته بودند گفت : « چرا اينجا آمدهايد ؟ كافى بود كه يكى را سوى امير مؤمنان فرستيد و يكى را بر سر راه من نهيد . آيا هزار كس كه عقل دارند براى يكى برون مىشوند ؟ » ( طبرى ، ج 1 ، ص 2950 ) . جهيم فهرى عثمانى گفته هنگامى كه عثمان به نمايندگان ولايات پيشنهاد كرد كه حاكمان خود را انتخاب كنند حضور داشته است . فقط نمايندگان كوفه اعتراض كردند و از او خواستند كه سعيد بن عاص را خلع و ابو موسى را منصوب كند . و او فورا اين كار را كرد ( اغانى ، ج 11 ، ص 31 ) . در روايت ديگرى مردم مصر نيز تقاضا كردند كه حاكمشان ، عبد الله بن سعد را عزل و عمرو عاص را منصوب كند . عثمان چنين كرد ، با وجود اين شورشيان مصرى : ابو عمرو بن بديل [ بجوى ] و تنوخى ( كذا ، شايد منظور [ ابن عديس ] بلوى و [ كنانة بن بشر ] تجيبى باشد ) آمدند و او را كشتند ( ابن عساكر ، عثمان ، ص 403 ، 404 ) . ( 3 ) ابن عساكر ، عثمان ، ص 308 - 309 . بعدها زمانى كه شورشيان مصرى عازم مدينه شدند ، عبد الله بن سعد اوضاع آينده را بسيار تيره و تارتر مىديد . رك : ابياتى كه ابن بكر در تمهيد ، ص 95 دربارهء اين روزها نقل مىكند و بوضوح نشان مىدهد كه او در سرودههاى پيشين خود تجديد نظر كرده است . جزئيات ديدار واليان با عثمان به آن صورتى كه ابو مخنف ( بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 43 - 44 ) ، سيف بن عمر ( طبرى ، ج 1 ، ص 2944 - 2946 ؛ ابن عساكر ، عثمان ، ص 303 - 305 ؛ تاريخ اسلام ، ج 8 ، ص 11 - 12 ) و جعفر محمدى